منهاج سراج

194

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و چون متوكل بر دست تركان شهادت يافت ، المستنصر بنشست ، مدت شش ماه ، و بعد از آن المستعين باللّه در شهور سنه ثمان و اربعين و مائتين عهد و لواء فرستاد طاهر عبد اللّه را . و امير طاهر هم درين سال برحمت حق پيوست . رحمة اللّه و على جميع المسلمين و المسلمات . الخامس محمد بن طاهر امير محمد طاهر به ادب و شعر و فضل موصوف بود ، به لهو و عشرت حريص و ايالت طبرستان بعم خود سليمان بن عبد اللّه بن طاهر داده بود . در شهور سنه احدى و خمسين و مائتين امير حسن [ ( 1 ) ] بن زيد العلوى در طبرستان خروج كرد و او سيد و اديب [ ( 2 ) ] و فاضل و شاعر بود . و بلاد ديلم و گيلان كه دار كفر بود بكشاد ، و اهل آن بلاد بر دست وى اسلام آوردند ، از آنجا لشكر بسيار آورد بطبرستان ، و سليمان بن عبد اللّه طاهر از پيش او منهزم شد ، به رى رفت ، و از رى به بغداد آمد ، و قايد شرطه [ ( 3 ) ] بغداد گشت ، و يعقوب ليث در اين وقت از سيستان خروج كرده بود ، و بعضى از جروم [ ( 4 ) ] و زاولستان گرفته ، و بر خراسان استيلا آورده در شهور سنه تسع و خمسين و مائتين قصد كرد ، و سبب آن بود : كه خصمان او از بلاد نيمروز چنانچه احمد و فضل برادران عبد اللّه سجزى [ ( 5 ) ] به امان محمد طاهر آمده بودند و يعقوب ليث ايشان را از امير محمد طاهر در خواست ميكرد و او باز نميداد . چون يعقوب ليث قصد نيشاپور كرد و نزديك رسيد ، احمد و فضل سجزى بدر سراى امير محمد طاهر آمدند تا او را از آمدن يعقوب ليث اعلام دهند حاجب ايشان را گفت : امير چون خفته است فرصت نيست ، ايشان باز گشتند و گفتند : كسى ميبايد كه امير را بيدار كند ! چون باز گشتند ، بنزديك عبد اللّه صالح سجزى آمدند ، و آن حال كه رفته بود اعلام دادند . عبد اللّه سجزى دانست : كه امير محمد طاهر را غفلت دريافته است و دولتش

--> [ ( 1 ) ] اصل : حسن . جمهور : حسن [ ( 2 ) ] اصل : و ادب [ ( 3 ) ] اصل : فايده شريله . پ : فايده شرط . باستناد اين عبارت ابن خلدون ( ج 3 - 295 ) اصلاح شد : و ولاه على العراق و الشرطه شرطه بمعنى مقدمه الجيش است ( منجد ) راورتى : تايد ناحيه . DISTRICT [ ( 4 ) ] صل وپ حروم ( ر : 15 ) [ ( 5 ) ] اصل : سنجرى پ : بحرى و سنجرى . ولى بقرار گرديزى ( ص 7 ) و طبرى ( ج 3 ) و الكامل ( ج 7 ) و رورتى ( 1 : 16 ) عبد اللّه صالح سجزى .